تبليغاتX
مردی که بیست وپنج سال سکوت کرد

مردی که بیست وپنج سال سکوت کرد

علــی ای هـمای رحـمت تو چه آیتـی خدا را

که به مـا ســوا فـکـندی هـمـه سایـهي هـمـا را

دل اگـر خـدا شـنـاسـی همه در رخ علی بین

به عـلی شـنـاخـتم مـن به خــدا قـسم خـدا را

بــه خــدا کـه در دو عــالـم اثــر از فـنـا نـماند

 چـو عـلــی گـرفـتـه بـاشـد سر ِ چشـمـه بـقا را

مـگـر ای سهاب رحـمـت تو ببـاری ارنه دوزخ

 کــه نــگیــن پـادشــاهـی دهـد از کــرم گــدا را

به جـز از عـلی که گــوید به پسر که قاتل من

 که عــلــم کـنــد بـه عالــم شـهــدای کـربـــلا را

چــو بــه دوســت عـهد بنـدد ز میــان پاکبـازان

 چــو عــلی کـه مـی تـوانـد که به سـر بـرد وفا را

نه خــدا توانمش خواند نه بشـر تـوانمش گفت

متحـیـّـرم چــه نــامـم شــه مـلـک لافــتـی را

به دو چشم، خونفشانم هَله ای نسیم رحمت

 کــه ز کــوی او غـبــاری بــه مـن آر طــوطـیـا را

 به امیـد آن که شــایـد بـرسـد بـه خـاک پایـت

 چــه پیــام هــا سپـردم هـمـه ســوز دل، صبــا را

چو تویـی قضای گردان به دعـای مستمنـدان

کــه ز جـــان مــا بـگــردان ره آفــت قــضـا را

 چه زنم چـو نـای هر دم ز نـوای شـوق او دم

کـه لـســان غـیـب خـوشـتــر بـنـوازد ایـن نوا را

همه شب در این امیدم که نسیم صبح گاهی

بـــه پـــیــام آشـنــایــی بـنـــوازد آشــنـا را

 ز نــوای مــرغ یـاحـق بـشنـو که در دل شـب

غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388ساعت 15:46  توسط اشک مهتاب  | 

درباره شخصيت واقعى على عليه السلام نه زبان را ياراى گفتن است و نه قلم را توانائى نوشتن زيرا آنجناب در تمام فضائل اخلاقى و ملكات نفسانى وارث نبى اكرم صلى الله عليه و آله بوده و بآن كوه مرتفع و بلندى ماند كه طاير خيال بقله آن پرواز نتواند نمود و چون اقيانوس ژرفى است كه غواص انديشه را قدرت رسيدن بقعر آن نخواهد بود بدينجهت پيغمبر صلى الله عليه و آله بعلى عليه السلام خطاب فرمود كه خدا را سزاوار معرفتش كسى جز من و تو نشناخت و ترا نيز چنانكه بايد و شايد كسى جز خدا و من نشناخت:

 يا على ما عرف الله حق معرفته غيرى و غيرك و ما عرفك حق معرفتك غير الله و غيرى (1) .

 و مناسب اين مقال سخن يكى از متكلمين مشهور بنام نظام است كه در حق آنحضرت چنين ميگويد :

 كار امير المؤمنين عليه السلام سخت مشكل است چه اگر بخواهيم در مدح‏و ثناى او باقتضاى حق و مقام سخن گوئيم غالى ميشويم،و اگر قصور ورزيم كافر گرديم،و يك حالت ميانه ميان اين دو حال است كه بسيار لطيف و دقيق،و ادراك آن منوط بتوفيق است (2) .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 19:48  توسط اشک مهتاب  | 

محبت علي عامل رسيدن به كمال

در دواير مختلف هستي،‌هر شعاعي به دور محوري مي چرخد و هر پديده اي حول قطب وجودي كه وابسته به اوست، دور مي زند. امام معصوم محور هستي، قطب عالم وجود، تكيه گاه آفرينش، واسطه فيض الهي به جهان هستي و نگهدارنده كائنات باذن الله است. در اين راستا، محبت و ولايت علي (ع) مربي همه موجودات، هدايتگر آنان به سوي كمال و سبب دوام و قوام تمامي پديده ها از جمال تا انسان است. پيامبر خدا (ص) در اين رابطه بيان زيبايي مي فرمايد:

 

                                   حبًٌ عليٍٍٍّ حسنه لا تضرمعها سيئهًٌ      (بحار ج 9 ص 401)

 

محبت علي (ع) حسنه اي است كه با وجود آن هيچ گناهي به انسان صدمه نمي رساند.

بر اين معنا اگر محبت علي (ع) كه نمونه كامل انسانيت و طاعت و  عبوديت و اخلاق است از روي صدق و راستي باشد، مانع ارتكاب گناه مي گردد. مانند واكسني كه مصونيت ايجاد مي كند و نمي گذارد بيماري در شخص ″واكسينه شده″ راه يابد. محبت پيشوايي مانند علي (ع) كه نمونه تقوا و پرهيزكاري است آدمي راشيفته رفتار علي (ع) مي كند. فكر گناه را از سر او بدر مي برد، البته به شرطي كه محبتش صادقانه باشد . كسي كه علي (ع) را

بشناسد، تقواي او را بشناسد، سوزوگداز عارفانه او را، ناله هاي نيمه شبهايش را و ساده زيستي و كار و تلاش همه جانبه اش را بداند، محال است به خلاف فرمان او كه هميشه امر به تقوي و درستي مي كرد عمل كند. يعني هر محبي به خواسته محبوبش احترام مي گذارد و فرمان او را گرامي مي دارد. فرمانبرداري از محبوب لازمه محبت صادق است.

پس محب واقعي علي ، واله و حيران علي و عاشق و جانباز علي، رهرو راستين علي است.

علي عليه السلام الگوي مصرف و ساده زيستي

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 19:44  توسط اشک مهتاب  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 19:38  توسط اشک مهتاب  | 

هر قلب به سينه قبله گاهي دارد

                   هرقبله براي خود خدايي دارد


                                   اما ز درون خانه فرمود خدا

                                                 ايوان نجف عجب صفايي دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 19:23  توسط اشک مهتاب  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 22:13  توسط اشک مهتاب  | 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 20:59  توسط اشک مهتاب  | 

جايگاه علي عليه السلام درهستي

 

معرفت و شناخت كامل شخصيت والاي اميرالمؤمنين علي (ع) و جايگاه او در جهان هستي در حد بشر نيست چه رسول اكرم (ص) خطاب به مولا مي فرمايد :

 

يا علي لا يعرفك الاّّّ الله و انا

اي علي! تو را هيچكس نشناخت جز خدا و من

درابتداي خلقت، معمار آفرينش، زمين و خورشيد و ماه و بر و بحر اعلام كرد كه آفرينش شما، آفرينش همه چيز، به طفيل محبت پنج نور مقدس است.

 

يا ملائكتي و سكان سماواتي اعلموا اني ما خلقت سماء مبنيه و لا ارضا محديه و لا قمرا منيرا و لا شمسا مضيئه

و لا فلكا يدور و لا بحرا يجري و لا فلكا يسري الا في محبه هؤلاء الخمسه.

آفرينش بر محبت اينان رقم خورد و عرصه هستي به حب ولايت آنان از عدم شكل گرفت. اگر علي (ع) نبود، آفرينش به تكوينش نمي ارزيد . نوروجود علي (ع) ، مصباح پايگاه آفرينش شد وهستي اول با وجود او شكل گرفت. هدفنامه وجود را نيز به وجود او پيوند زدند.

لو لا كلما خلقت الا فلاك و لو لا علي لما خلقتك...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 20:10  توسط اشک مهتاب  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 19:49  توسط اشک مهتاب  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 18:48  توسط اشک مهتاب  |